مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

نور ظهر، روشنایی هنر و گرمای حضور هنرمندان و مسئولان! به گزارش روابط عمومی خانه هنر ایرانیان، ظهر 4 خرداد ماه 1405، گالری وصال میزبان یکی از پرشورترین افتتاحیه‌های هنری بود. نمایشگاه گروهی نقاشی ایرانی با حضور بخشدار رودهن، نماینده دفتر امام جمعه، دکتر مهدی اجاقوند مدیرعامل خانه هنر ایرانیان و جمعی از چهره‌های شاخص […]

زندگی نامه حافظ

متین قربانی
0 دیدگاه
04/11/30
زندگی نامه حافظ

فهرست مطالب

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی؛ ترجمان اسرار و آیینه‌دار ابدیت در خانه هنر ایرانیان

پیشگفتار: به نام آن که جان را فکرت آموخت

در سپهر بی‌کران ادب پارسی، ستارگانی هستند که نوری جاودان دارند، اما در این میان، سیاره‌ای هست که نه صرفاً به واسطه‌ی قدمت، که به سبب «رازناکی» و «همزمانی» با روح تمامی اعصار، همچنان می‌درخشد. خانه هنر ایرانیان، این نوشتار را به زندگی، اندیشه و شعر خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی، متخلص به «حافظ» و ملقب به «لسان‌الغیب» ، اختصاص می‌دهد. او نه فقط شاعر که نهادی فرهنگی و هویتی برای ایرانیان و تمامی فارسی‌زبانان است. هر ایرانی با دیوان او زیسته، با او به استقبال نوروز رفته، در شب چله از او «راه» پرسیده و در ایام حیرت، «کشف مراد» کرده است. او آیینه‌ای است که هر کس در آن، صورت درونی خویش را تماشا می‌کند.

در این مقاله، کوشیده‌ایم تا از لابلای اوراق تاریخ، غبار زمان را بزداییم و زندگی نامه حافظ را در بستر تاریخی، اجتماعی و ادبی سده‌ی هشتم هجری به تصویر بکشیم. از شیرازِ پرآشوب روزگار مغول و تیمور تا اوج قله‌های غزل فارسی، از تأثیرپذیری او از قرآن کریم تا تأثیرگذاری بر گوته و فلاسفه‌ی غرب. با ما همراه باشید تا در این سفر روح‌انگیز، به عمق اندیشه‌ی مردی سفر کنیم که هفت شهر عشق را با چراغ «رندی» پیمود.

بخش نخست:شیراز در عصر حافظ؛ گهواره‌ی تمدن در آغوش بحران

زندگی نامه حافظ

۱-۱. جغرافیای شعر: شیراز در سده‌ی هشتم

برای درک عمق شعر حافظ، نخست باید به سرزمینی گام نهیم که او در آن زاده شد و بالید: شیراز. شهری که در قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی)، همچون نگینی در جنوب ایران می‌درخشید و از ویرانی‌های مغول تا حد زیادی در امان مانده بود. در حالی که بغداد، پایتخت خلافت عباسی، در سال ۶۵۶ هجری توسط هلاکوخان مغول با خاک یکسان شد و خراسان بزرگ خونین‌ترین روزگار خود را می‌گذراند، فارس به دلیل سیاست هوشمندانه‌ی اتابکان سلغری (سعد بن زنگی و جانشینانش)، با صلح و خراج‌گذاری، از گزند تاخت‌وتاز مغولان محفوظ ماند .

این امنیت نسبی، موجب مهاجرت گسترده‌ی علما، ادبا و هنرمندان از دیگر نقاط ایران به شیراز شد. شیراز در این دوره به پناهگاه فرهنگ و ادب ایرانی بدل گشت و بازار علم و شعر در آن رونقی دوباره یافت. با این حال، این امنیت به معنای آرامش مطلق نبود. شیراز سده‌ی هشتم، صحنه‌ی کشمکش‌های خونین خاندان‌های محلی آل‌این جو (اینجویان) و آل مظفر (مظفریان) بود. در طول حیات حافظ (۷۲۷-۷۹۲ ق)، این شهر بارها دست به دست گشت و حاکمانی با منش‌های گوناگون بر مسند قدرت تکیه زدند .

۱-۲. تأثیر تحولات سیاسی بر روحیه‌ی اجتماعی

این آشفتگی‌های سیاسی، تأثیر عمیقی بر ناخودآگاه جمعی مردم و به تبع آن، بر شعر حافظ گذاشت. حافظ در دوره‌ی نسبتاً با ثبات و خوش‌باشی شاه شیخ ابواسحاق اینجو به جوانی رسید و شور و نشاط را در شعرهای نخستین خود به ودیعه نهاد. اما با سقوط شیراز به دست امیر مبارزالدین محمد مظفری، حاکمی متعصب، خشن و سخت‌گیر، فضای اجتماعی دگرگون شد. مبارزالدین که به ترویج شریعت سخت‌گیرانه و تعطیلی مراکز لهو و لعب (از جمله میکده‌ها و خانقاه‌های افراطی) معروف بود، دوره‌ای از تیره‌دلی و ظاهرگرایی را بر شهر حاکم کرد .

این تقابل، به وضوح در اشعار حافظ منعکس شده است. شاعر که خود را از این ریاکاری و ظاهرسازی به تنگ آمده می‌دید، در مقابل جریان «زهد خشک» و «وعظ رسمی» ایستاد و مکتب «رندی» را پایه‌ریزی کرد. پس از مبارزالدین، پسرش شاه شجاع مظفری که فردی نسبتاً ادیب و هنردوست بود، به قدرت رسید. رابطه‌ی حافظ با شاه شجاع، رابطه‌ای پیچیده و همراه با احترام و گاه گله‌مندی بود. شجاع نیز مانند پدرش در ظاهر متشرع بود اما به شاعران توجه بیشتری داشت. این رفت و برگشت میان تساهل و تسامح با خشونت و تعصب، بستر مناسبی برای شکل‌گیری جهان‌بینی نقادانه و طنزآمیز حافظ فراهم آورد  .

بخش دوم: از نانوایی تا لسان‌الغیب؛ دوران کودکی و جوانی

زندگی نامه حافظ

۲-۱. تولد و تبار خانوادگی

اگر در روزگار پاییزی شیراز، از کنار مسجد جامع عتیق به سمت دروازه کازرون قدم بزنیم، به محله‌ای می‌رسیم به نام «شیادان» یا «سرباغ». اینجا زادگاه مردی است که قرار است تا ابد، وزیر فرهنگ ایران زمین باشد. بنا بر مشهورترین روایت، خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدین محمد، در سال ۷۲۷ هجری قمری (برابر با ۷۰۵ هجری خورشیدی) در این محله چشم به جهان گشود  .

پدرش، بهاءالدین محمد، از اهالی اصفهان یا یکی از نواحی آن بود که به شیراز مهاجرت کرد. نام مادرش را برخی «کازرونی» و اهل کازرون ذکر کرده‌اند . خانواده‌ی حافظ از نظر اقتصادی در سطح متوسط جامعه قرار داشتند. پدرش به شغل بازرگانی (یا به نقلی تجارت ذغال) اشتغال داشت و از طبقه‌ی متوسط رو به بالای جامعه محسوب می‌شد، اما این خوشبختی دوام چندانی نیافت.

۲-۲. دوران سخت پس از مرگ پدر

هنگامی که شمس‌الدین محمد هنوز کودکی بیش نبود، پدرش بهاءالدین را از دست داد. این واقعه، مسیر زندگی او را دگرگون کرد. گفته می‌شود که پس از مرگ پدر، برادرانش میراث را تقسیم کردند و سهم او ناچیز بود. برای کمک به معاش خانواده، ناچار شد در یک نانوایی (تنوری) مشغول به کار شود. این دوران، دوران سختی و فقر را برای او رقم زد. او نان‌ها را بر سر دست گرفته و به منازل ثروتمندان می‌برد  .

در همین حین، حافظ جوان که تشنه‌ی علم و دانش بود، از فرصت استفاده می‌کرد و در کنار تحصیل، نزدیک غرفه‌ای می‌نشست و به درس‌هایی که در آن نزدیکی داده می‌شد گوش فرامی‌داد. این اشتیاق به علم، باعث شد که علیرغم مشکلات مالی، مسیر خود را به سوی علم و کمال پیدا کند. شگفت‌انگیز آن که او نه فقط قرآن، که تفاسیر، فقه، حدیث، فلسفه، کلام و ادبیات عرب را نیز در محضر استادان بزرگ زمان خود فراگرفت. بعدها خود در این باره می‌گوید:

ادب آموز که از مرتبه‌ی پیر فلک
به جفا باز پس‌ات رانند، اگر بی‌ادبی

۲-۳. وجه تسمیه «حافظ»

مشهور است که خواجه شمس‌الدین محمد، قرآن را در جوانی از بر کرد و به همین دلیل، تخلص «حافظ» را برای خود برگزید. اما این حافظ بودن، صرفاً یک حفظ کردن طوطی‌وار نبود. او قرآن را با چهارده روایت مختلف (قرائات) از بر داشت  . عمق دانش قرآنی او به حدی بود که گفته‌اند تا آخر عمر، هر شب چهارده بار قرآن را از حفظ تلاوت می‌کرد. خود او در این باره می‌فرماید:

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت

این تسلط بر قرآن و علوم دینی، پایه‌های اصلی جهان‌بینی او را شکل داد. مفاهیمی چون توحید، معاد، قصص انبیا، و حکمت‌های قرآنی، چنان با اشعار او عجین شده است که دیوان او را باید تفسیری عرفانی و شاعرانه از قرآن کریم دانست. او خود به صراحت به این موضوع اشاره می‌کند:

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

بخش سوم: تحصیلات و اساتید؛ بنیان‌های فکری خواجه

زندگی نامه حافظ

۳-۱. مکتب‌خانه و تحصیلات مقدماتی

تحصیلات حافظ از مکتب‌خانه‌های سنتی آغاز شد. او در کودکی، مقدمات فارسی و عربی را فراگرفت و به زودی استعداد خارق‌العاده‌ی خود را نشان داد. برخی منابع اشاره کرده‌اند که او نزدیک به چهل سال از عمر خود را صرف تحصیل علم و دانش کرد . در آن دوران، شیراز به دلیل حضور دانشمندان برجسته‌ای که از نقاط مختلف به آن پناه آورده بودند، یکی از مراکز مهم علمی ایران به شمار می‌رفت.

۳-۲. اساتید بزرگ حافظ

اگرچه فهرست دقیقی از تمامی اساتید حافظ در دست نیست، اما مورخان و تذکره‌نویسان از چند شخصیت برجسته به عنوان استادان یا مشایخ او نام برده‌اند که حافظ نزد آنان تلمذ کرد:

  1. قطب‌الدین شیرازی (شاید به صورت غیرمستقیم): اگرچه قطب‌الدین پیش از تولد حافظ درگذشته بود، اما مکتب فلسفی و عرفانی او در شیراز جریان داشت و حافظ به نوعی تحت تأثیر آن فضا قرار گرفت.

  2. میرسید شریف جرجانی: از بزرگترین علمای کلام و منطق و فلسفه. اگرچه جرجانی پس از وفات حافظ به شهرت جهانی رسید، اما برخی روایات بر ارتباط علمی آن دو صحه می‌گذارند.

  3. قاضی عضدالدین ایجی: از متکلمان و اصولیان بزرگ شافعی مذهب. حافظ از محضر او در علوم کلامی بهره برده است .

  4. مولانا بهاءالدین عبدالصمد بحرآبادی: که او را از مشایخ و استادان بزرگ حافظ در علوم ادبی و عرفانی دانسته‌اند.

این آموزش‌های عمیق، به حافظ این امکان را داد که در شعر خود، نه فقط یک عاطفه‌ی سطحی، بلکه عمیق‌ترین مباحث فلسفی و کلامی را با ظریف‌ترین نازک‌خیالی‌های ادبی درآمیزد. او شاعری بود که هم «علم هیئت» (نجوم) می‌دانست و هم در «علم بیان» استاد بود و هم در «فقه و کلام» صاحب‌نظر. به همین دلیل است که شعر او را «شعر اندیشه» نامیده‌اند.

بخش چهارم: حافظ و دربار؛ رابطه‌ای شاعرانه و حرفه‌ای

زندگی نامه حافظ

۴-۱. شغل دیوانی

برخلاف تصور رایج که شاعران را افرادی رها از بند معاش می‌پندارد، حافظ زندگی اقتصادی مستقلی داشت. شاعری هرگز شغل اول او نبود. او به واسطه‌ی سواد و دانش خود، به احتمال زیاد در دیوان‌خانه‌ها و به عنوان منشی یا نویسنده‌ی اسناد رسمی (احتمالاً در دستگاه قضایی یا اداری) مشغول به کار بود. این شغل که امروزه از آن به عنوان «تصدی امور دفتری و مالی» یاد می‌کنیم، درآمدی پایدار برای او داشت و باعث می‌شد که برای امرار معاش به مداحی صرف از پادشاهان وابسته نباشد  .

این استقلال اقتصادی نسبی، یکی از رازهای عزت نفس و آزادگی او در شعرش است. او اگرچه مدیحه سروده، اما این مدیحه‌ها غالباً با پند و اندرز همراه است و هرگز به چاپلوسی ذلیلانه‌ای که در میان برخی شاعران درباری رایج بود، آلوده نشد.

۴-۲. روابط با پادشاهان و وزرا

حافظ در طول حیات پرتلاطم خود، با چندین حاکم معاصر بود و با آن‌ها تعامل داشت:

  • شاه شیخ ابواسحاق اینجو (۷۴۳ – ۷۵۴ ق): محبوب‌ترین حاکم نزد حافظ. او پادشاهی خوش‌گذران، هنردوست و جوان بود. شیراز در عهد او بهاری از شادی و نشاط را تجربه کرد. حافظ در این دوره، غزلیات پرشور و عاشقانه‌ی بسیاری سرود و به دربار راه یافت. مرگ ابواسحاق به دست امیر مبارزالدین، ضربه‌ای سخت بر پیکره‌ی فرهنگ شیراز و روحیه‌ی حافظ بود.

  • امیر مبارزالدین محمد مظفری (۷۵۴ – ۷۵۹ ق): حاکمی متعصب، ریاکار و خونریز. دوران حکومت کوتاه او، دوره‌ی اختناق و ظاهرگرایی بود. حافظ که از این فضا به تنگ آمده بود، غزلیات انتقادی خود را علیه زهد فروشان و واعظان درباری سرود.

  • شاه شجاع مظفری (۷۵۹ – ۷۸۶ ق): پسر مبارزالدین که پدر را کور کرد و به زندان افکند. او نسبت به پدر، ادیب‌تر و هنردوست‌تر بود. رابطه‌ی حافظ با او فراز و نشیب داشت. شاه شجاع گاهی از حافظ رنجیده خاطر می‌شد، چرا که طعنه‌های حافظ به دستگاه ظاهرسازی را برمی‌تافت. گفته می‌شود که شاه شجاع یک بار در جواب حافظ که گفته بود: «اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست»، پاسخ تندی داد. با این حال، به دلیل عظمت حافظ، هرگز به او آسیب نزد.

  • شاه منصور مظفری (۷۸۶ – ۷۹۵ ق): آخرین پادشاه مظفری که در نبرد با تیمور جان باخت. حافظ در دوره‌ی او نیز به نوعی با دربار ارتباط داشت، اما در این سال‌ها به پیری رسیده بود و کمتر به مدیحه‌سرایی می‌پرداخت.

۴-۳. رابطه با دیگر معاصران

علاوه بر پادشاهان، حافظ با وزرا و رجال بزرگ زمان خود نیز مراوده داشت. از جمله می‌توان به «خواجه قوام‌الدین حسن وزیر» اشاره کرد که حافظ در مرگ او مرثیه‌ای سروده است. همچنین ارتباط او با «شاه یحیی» (از دیگر مدعیان سلطنت) نیز در برخی اشعار منعکس شده است.

بخش پنجم: زندگی شخصی؛ عشق، ازدواج و فرزند

۵-۱. شاخه‌نبات؛ افسانه یا واقعیت؟

یکی از رازآلودترین بخش‌های زندگی حافظ، ماجرای عشق و ازدواج اوست. روایت‌های عامیانه و بعضاً مستند، از عشق او به دختری به نام «شاخه‌نبات» حکایت دارند. داستان از این قرار است که حافظ در دوران نانوایی، هنگام رساندن نان به خانه‌های اشراف، دختری زیبا به نام شاخه‌نبات را می‌بیند و شیفته‌ی او می‌شود. اما برای رسیدن به وصال او، چهل شبانه‌روز را در آرامگاه «باباکوی» (از عرفای شیراز) به شب‌زنده‌داری و دعا می‌پردازد و سرانجام به وصال او می‌رسد  .

برخی پژوهشگران این داستان را افسانه‌ای بیش نمی‌دانند و معتقدند که «شاخه‌نبات» نمادی از «کمال» و «حقیقت» است و داستان چهل شب، اشاره‌ای به سیر و سلوک عرفانی دارد. با این حال، برخی دیگر از محققان، از جمله استاد بهاءالدین خرمشاهی، احتمال وجود یک عشق زمینی را در زندگی حافظ منتفی نمی‌دانند و معتقدند که این عشق زمینی، پلی برای رسیدن او به عشق آسمانی بوده است.

به هر روی، گروهی نام همسر او را «نسرین» ثبت کرده‌اند که به دلیل شیرین‌زبانی و جذابیت، او را به شاخه‌نبات تشبیه می‌کرده است .

۵-۲. زندگی خانوادگی و فرزند

به‌نظر می‌رسد که حافظ فقط یک بار ازدواج کرد. ثمره‌ی این ازدواج، یک پسر بود. اما بخت با حافظ یار نبود؛ این پسر در جوانی و در سفری که همراه پدر عازم هندوستان بود، درگذشت  . این واقعه، اندوهی سنگین بر دل شاعر نشاند. پس از مرگ همسرش نیز، حافظ دیگر هرگز ازدواج نکرد و تا پایان عمر، به تنهایی زیست. او در شعری دل‌شکسته، از فقدان عزیزانش چنین یاد می‌کند:

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

۵-۳. شخصیت و خلق‌وخوی حافظ

با توجه به اشعار و مستندات تاریخی، حافظ شخصیتی چندلایه و پیچیده داشته است. او از یک سو، انسانی شوخ‌طبع، بذله‌گو و اهل طنز بود. از سوی دیگر، انسانی عمیق، حکیم و غمخوار مردم. او به شدت از ریاکاری و تظاهر بیزار بود و «رندی» را که ترکیبی از صداقت، بی‌پیرایگی و اعتراض به ظاهرگرایی است، به عنوان مسلک خود برگزیده بود. او در برابر قدرت‌های دنیایی سر خم نکرد و اگرچه به دربار رفت‌وآمد داشت، اما هرگز وابسته و ذلیل آنان نشد. مهم‌ترین گناه از دیدگاه او، مردم‌فریبی بود .

بخش ششم: حافظ و سفرها؛ ماجرای یزد و سفر ناتمام هند

زندگی نامه حافظ

۶-۱. سفر به یزد

حافظ بیشتر عمر خود را در شیراز گذراند، اما سفری کوتاه نیز به یزد داشت. او در دوره‌ای که روابطش با شاه شجاع کمی تیره شده بود و یا به دعوت یکی از بزرگان یزد (احتمالاً «شمس‌الدین محمد»)، راهی این دیار شد. با این حال، یزد با هوای گرم و خشک و مردمش، نتوانست جای شیراز را برای او بگیرد. او در یزد دلتنگ بود و در شعری از این شهر و حاکم آن گله‌مند است:

به یزد ار چه دل را هوا کرد سخت
نه جای فراغ است و نه وقت بزم
به یاد سر و قد آن سرو ناز
بسی لاله کارم در این دشت و رزم

سفر به یزد برای حافظ چندان خوشایند نبود و به زودی به شیراز بازگشت.

۶-۲. سفر به هند

در اواخر عمر، حافظ دعوتنامه‌ای از سوی یکی از سلاطین هند (احتمالاً از بهمنیان دکن) دریافت کرد. آن‌ها از حافظ خواستند تا به هند سفر کند و از او خواستند که دیوانش را برایشان بفرستد. حافظ که به دلیل کهولت سن و علاقه به وطن، رغبتی به سفر نداشت، در جواب، غزلی معروف فرستاد که مطلع آن چنین است:

شکر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

ظاهراً پس از این مکاتبات، حافظ تصمیم گرفت شخصاً به هند سفر کند، اما در بین راه، کشتی حامل او دچار طوفان شد و یا بیماری او را از ادامه‌ی سفر بازداشت. برخی منابع نیز از مرگ پسرش در همین سفر خبر داده‌اند . به هر حال، این سفر ناتمام ماند و حافظ به شیراز بازگشت و تا پایان عمر در زادگاهش ماندگار شد.

بخش هفتم: دیوان حافظ؛ گنجینه‌ی غزل فارسی

۷-۱. ساختار دیوان

دیوان حافظ مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل، ۴۲ رباعی، چند قصیده و تعدادی قطعه و مثنوی است  . آنچه که دیوان او را از دیگر شاعران متمایز می‌کند، همین غزلیات است. گفته می‌شود که حافظ در طول ۵۰ سال، به طور متوسط سالانه تنها ۱۰ غزل سروده است. این آمار نشان‌دهنده‌ی وسواس و دقت فوق‌العاده‌ی او در سرایش و پیراستن اشعارش است. او شاعری نبود که به سرعت و برای کسب درآمد شعر بسراید، بلکه هر غزل خود را چون گوهری تراشیده و بعد از سال‌ها به دیوان خود افزوده است.

۷-۲. نسخه‌های خطی و تصحیحات

دیوان حافظ، پرفروش‌ترین و پرتیراژترین کتاب تاریخ ادبیات ایران پس از قرآن کریم است. تعداد نسخ خطی آن در کتابخانه‌های ایران، هند، پاکستان، ترکیه، افغانستان و حتی کشورهای غربی، از هر دیوان شعر فارسی دیگری بیشتر است . اما مشکل بزرگ در مورد دیوان حافظ، اختلاف نسخ بسیار زیاد است. از همان قرن نهم هجری، کاتبان به دلایل مختلف (از جمله سلیقه‌ی شخصی یا اضافه کردن اشعار مشابه) در دیوان او دست برده‌اند. به همین دلیل، تاکنون تصحیحات متعددی از دیوان حافظ توسط حافظ‌پژوهان بزرگی چون علامه محمد قزوینی، دکتر قاسم غنی، پرویز ناتل خانلری، بهاءالدین خرمشاهی و سعید حمیدیان انجام شده است.

۷-۳. ماجرای تدوین دیوان پس از مرگ

جالب است بدانید که خود حافظ در زمان حیات، دیوان خود را به صورت مدون جمع‌آوری نکرد. پس از مرگ او، دوست و هم‌درس قدیمی‌اش، محمد گلندام، اشعار پراکنده‌ی او را گردآوری کرد و اولین نسخه‌ی دیوان را فراهم آورد. او در مقدمه‌ی خود، حافظ را چنین ستوده است: «فصیح الملة و الحق، ملک الکلام، استاد نحاریر الانام، خواجه‌ی عالم، شمس الملة و الدین محمد حافظ شیرازی…» .

بخش هشتم: نوآوری‌های حافظ در غزل فارسی

زندگی نامه حافظ

۸-۱. استقلال ابیات (ویژگی سبکی)

بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نوآوری حافظ در غزل فارسی، «استقلال ابیات» است. در غزل شاعران پیشین (مانند سعدی)، یکپارچگی موضوعی به شدت رعایت می‌شد و تمامی ابیات حول یک محور اصلی می‌چرخیدند. اما حافظ با نبوغ خود، ساختار جدیدی را پایه‌گذاری کرد که در آن، هر بیت به تنهایی یک «جهان کامل» و یک «شعر مستقل» است. اگر یک بیت از غزل حافظ را جدا کنیم، باز هم معنایی کامل و مستقل دارد. این ویژگی را «پریشانی» یا «گسستگی نحوی» نامیده‌اند .

این شیوه، کاملاً متأثر از سبک قرآن کریم است؛ چنان که هر آیه از قرآن، معنایی مستقل دارد اما در عین حال در یک شبکه‌ی معنایی عمیق با آیات دیگر مرتبط است. حافظ با این ترفند، به غزل فارسی انعطافی بی‌نظیر بخشید که همین ویژگی، باعث شد دیوان او برای «تفأل» مناسب باشد. هر بیت می‌تواند پاسخگوی حال مخاطب باشد، بی‌آنکه نیاز به خواندن تمام غزل باشد.

۸-۲. پیوند عشق زمینی و آسمانی

پیش از حافظ، غزل عاشقانه (سعدی) و غزل عارفانه (مولانا و عطار) دو جریان مجزا بودند. حافظ توانست این دو جریان را به گونه‌ای استادانه در هم آمیزد که مرز میان «می» و «معنا» و «مغ» و «عارف» از میان برود. در شعر او، نمی‌توان به قطعیت گفت که منظور از «ساقی» کیست؟ آیا شراب همان باده‌ی انگوری است یا معرفت الهی؟ این ابهام و ایهام، شعر او را تا ابد زنده نگه داشته است.

۸-۳. چندمعنایی و ایهام

ایهام، هنر سخنی است که به یک لفظ، دو یا چند معنا بدهد. حافظ در این زمینه استاد بی‌بدیل است. او با انتخاب دقیق واژگان، شبکه‌ای از معانی را ایجاد می‌کند که خواننده در هر بار خواندن، به معنایی تازه دست می‌یابد. این ایهام‌ها گاه لغوی، گاه معنوی، و گاه تاریخی است. او با این شگرد، از زیر سانسورهای فکری و سیاسی زمانه جان سالم به در برد و نقدهای تند خود را در لفافه‌ی زیبایی پیچید که هم واعظ از آن لذت ببرد، هم عارف، هم عاشق، هم فیلسوف.

بخش نهم: جهان‌بینی حافظ؛ مکتب رندی

زندگی نامه حافظ

۹-۱. رند کیست؟

محور اصلی جهان‌بینی حافظ، مفهوم «رندی» است. برای درک شعر حافظ، ابتدا باید بدانیم که «رند» از دیدگاه او کیست. رند در ادبیات پیش از حافظ، معمولاً به معنای «فریبکار» و «شیاد» بود، اما حافظ این واژه را از نو تعریف کرد. رند حافظ، انسانی است:

  • آزاداندیش: که از قید و بندهای تعصب و ظاهرگرایی رهاست.

  • عالم به اسرار: او اسرار الهی را می‌داند اما افشا نمی‌کند (به همین دلیل او را لسان‌الغیب نامیدند).

  • عتاب‌کننده با زاهد: رند با زاهد ریاکار که دین را وسیله‌ی دنیا کرده است، سر ناسازگاری دارد.

  • اهل درد: عشق و محبت را با جان خریده است، نه با عقل خشک.

  • بی‌پیرایه: او تظاهر به پاکی و قداست نمی‌کند و آلودگی خود را به رخ می‌کشد تا مبادا متهم به ریا شود.

به تعبیر استاد زرین‌کوب، رند حافظ، «روشنفکر دوران» است؛ کسی که در برابر خشک‌مغزی و ریاکاری حاکم بر جامعه، راهی نو پیش می‌گیرد .

۹-۲. نقد ریاکاری و زهد فروشی

یکی از برجسته‌ترین مضامین اشعار حافظ، مبارزه با ریا و تزویر است. او واعظان درباری، صوفیان ریاکار و زاهدان خودفروخته را به شدت مورد نکوهش قرار می‌دهد. او به واعظ می‌گوید:

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

او پرده از این دوگانگی برمی‌دارد و نشان می‌دهد که بسیاری از مدعیان دینداری، در خلوت خود مرتکب اعمالی می‌شوند که با ظاهرشان مغایر است. در مقابل، او «می» و «میکده» را به عنوان نمادهای آزادگی و صداقت در برابر این ریاکاری قرار می‌دهد.

۹-۳. تقدیرگرایی و شادی

در اندیشه‌ی حافظ، با آن که غم و اندوه از عشق و روزگار بسیار است، اما «شادی» و «خوشباشی» یک اصل است. او به ما می‌آموزد که نباید غم ایام را خورد و باید از لحظات استفاده کرد:

غنیمتی شمر ای دوست لحظه‌ی وصلی
که بعد از آن نتوان یافتن نشانی از او

این تقدیرگرایی (دوری از غصه‌ی آینده و حسرت گذشته) که ریشه در فلسفه‌ی خیام دارد، در شعر حافظ به کمال خود می‌رسد.

بخش دهم: تأثیر قرآن و عرفان بر اشعار حافظ

زندگی نامه حافظ

۱۰-۱. پیوند با قرآن

اگر دیوان حافظ را بگشاییم و با دقت بخوانیم، در کمتر غزلی است که نشانی از قرآن نباشد. این تأثیرپذیری، گاه به صورت تلمیح (اشاره به داستان‌های قرآنی)، گاه به صورت اقتباس (گرفتن واج و کلمه) و گاه به صورت حلّ آیات (درج معنای آیه در شعر) است.

اشاره به داستان یوسف و کنعان، موسی و طور، آدم و ابلیس، مریم و مسیح، سلیمان و بلقیس، اصحاب کهف و… در سراسر دیوان او موج می‌زند. خود او به این ارتباط عمیق اشاره کرده است:

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چون بتی کرد مرا بت‌شکنی عیسی‌دم

او با تلفیق این مفاهیم دینی با عشق زمینی و عرفان، به شعر خود عمقی بی‌نظیر بخشیده است.

۱۰-۲. عرفان اسلامی

حافظ به شدت از مکتب عرفای بزرگ ایران تأثیر پذیرفته است. او خود می‌گوید که وامدار سنایی، عطار، عراقی و مولوی است . مفاهیمی چون وحدت وجود، فنا، بقا، سیر آفاق و انفس، و سماع، در شعر او به وفور یافت می‌شود. با این حال، او هرگز به صورت خشک و تعلیمی از عرفان سخن نمی‌گوید، بلکه آن را در لفافه‌ی تصاویر شاعرانه‌ی بدیع پیچیده است.

بخش یازدهم: حافظ در جهان؛ از گوته تا امروز

۱۱-۱. ترجمه‌های اروپایی و نخستین آشنایی

نخستین آشنایی غرب با حافظ به قرن هجدهم و نوزدهم میلادی بازمی‌گردد. نخستین ترجمه‌ها عمدتاً به زبان‌های لاتین، آلمانی و انگلیسی انجام شد. ویلیام جونز (۱۷۷۱ میلادی) از نخستین کسانی بود که به معرفی حافظ در اروپا پرداخت. پس از او، مستشرقین بزرگی چون فون هامر-پورگشتال به ترجمه‌ی دیوان او همت گماشتند.

۱۱-۲. گوته و «دیوان غربی – شرقی»

بزرگترین افتخار جهانی حافظ، الهام‌بخشی به یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر ملی آلمان بود. گوته در سال ۱۸۱۹ میلادی، با خواندن ترجمه‌ی دیوان حافظ (توسط فون هامر)، چنان مجذوب او شد که مجموعه‌ای از اشعار خود را به نام «دیوان غربی – شرقی» (West-östlicher Divan) سرود و آن را به حافظ تقدیم کرد.

گوته در این کتاب، حافظ را «قدیس» و «مراد» خود خواند و اعتراف کرد که حافظ برای او چونان کشتی‌ای در طوفان‌های روحی بوده است. او گفت:

«حافظا! در سرودهایت چه دریایی از رازهاست. ای کاش من نیز مریدی از مریدان تو بودم.»

این رویداد، آغازگر موج عظیمی از حافظ‌پژوهی در غرب شد و نام حافظ را در کنار بزرگترین شاعران جهان، چون شکسپیر و دانته، قرار داد.

۱۱-۳. حافظ در جهان عرب و شبه قاره

در جهان عرب، پس از خیام، حافظ بیشترین اثر را داشته است. شاعران و ادیبان عرب (به ویژه در مصر و لبنان) به ترجمه و تقلید از سبک او پرداخته‌اند. در شبه‌قاره‌ی هند و پاکستان نیز، حافظ از محبوبیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و اردوزبانان او را یکی از ارکان شعر فارسی می‌دانند. بسیاری از شاعران پارسی‌گوی هند، مانند بیدل دهلوی، اگرچه سبکی مستقل دارند، اما به نوعی وامدار انقلاب غزل حافظ هستند .

بخش دوازدهم: وفات و آرامگاه ابدی

۱۲-۱. تاریخ درگذشت

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، پس از عمری آوارگی در بحبوحه‌های سیاسی و عرفانی، سرانجام در سال ۷۹۲ هجری قمری (برابر با ۷۶۸ هجری خورشیدی) در شیراز دار فانی را وداع گفت  . پیکر او را در مکان «گلگشت مصلی» در شمال شیراز، در جوار باغ‌های سرسبز و در کنار رودخانه‌ی خشک، به خاک سپردند.

۱۲-۲. ماجرای دفن و مخالفت متعصبان

درباره‌ی مراسم تشییع و دفن او، داستانی مشهور و عبرت‌انگیز نقل شده است. گفته می‌شود که به دلیل وجود اشعار می‌گسارانه و آنچه «ظاهر»ِ بی‌پروای شعر او خوانده می‌شد، گروهی از متعصبان و زاهدان ظاهربین با دفن او با آیین مسلمانان مخالفت کردند. آن‌ها معتقد بودند که حافظ شاعری «فاسق» و «شراب‌خوار» بوده و نباید در قبرستان مسلمانان دفن شود. بحث و جدال بر سر این موضوع بالا گرفت و کار به آنجا رسید که برای حل اختلاف، به دیوان خود او تفأل زدند .

پس از تفأل، این غزل (یا به روایتی، این بیت) آمد:

قدم دریغ مدار از جنازه‌ی حافظ
که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت

با آمدن این بیت، همه‌ی مخالفان خاموش شدند و مراسم دفن با شکوه تمام برگزار گردید. این داستان، گواهی بر نفوذ کلام خود حافظ حتی پس از مرگ و اعجاز معنوی شعر اوست.

۱۲-۳. حافظیه؛ قبله‌گاه عاشقان

آرامگاه حافظ که امروزه به «حافظیه» معروف است، فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشت. در دوره‌ی تیموریان، اولین بار به دستور شاهرخ تیموری (پسر تیمور) و به همت وزیر دانشمندش، الغ‌بیک، بنایی بر سر مزار او ساخته شد. در دوره‌ی صفویه و افشاریه نیز بازسازی‌هایی صورت گرفت.

اما مهم‌ترین و زیباترین بنای حافظیه، متعلق به دوره‌ی کریم خان زند (سال ۱۱۸۷ قمری) است. او دستور داد تا بنایی با تالاری مرتفع و چهار ستون سنگی یکپارچه بر فراز قبر حافظ بسازند. سنگ قبر عظیم مرمری که امروز نیز بر روی مزار است، به دستور کریم خان نصب شد. بر روی این سنگ، دو غزل از حافظ توسط خوشنویس آن دوران، حاجی آقاسی بیگ افشار، حجاری شده است .

در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، در دوران پهلوی اول، با نظارت انجمن آثار ملی و به دستور وزارت فرهنگ، بنای جدیدی توسط معمار فرانسوی و همکاری استاد علی‌اصغر حکمت طراحی و ساخته شد که ترکیبی از معماری کهن ایرانی (با الهام از ایوان کریم خانی) و مدرن را در خود جای داده است. فضای حافظیه، با درختان سرو و نارنج، حوض‌های بزرگ و کتابخانه، اکنون یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری ایران است و مقصد هزاران عاشق ادب و هنر از سراسر جهان .

بخش سیزدهم: سنت فال حافظ

زندگی نامه حافظ

۱۳-۱. ریشه‌های تاریخی فال

سنت «فال گرفتن» از دیوان حافظ، ریشه‌ای عمیق در فرهنگ ایرانی دارد. به نظر می‌رسد که این سنت، اندکی پس از درگذشت حافظ و با گسترش شهرت او به عنوان «لسان‌الغیب» (زبان غیب) رواج یافته است. مردم معتقد بودند که روح حافظ پس از مرگ، با عالم غیب مرتبط است و می‌تواند پاسخگوی پرسش‌های آنان باشد.

برخی مورخان، قدیمی‌ترین نشانه‌های فال حافظ را در دوره‌ی صفویه ثبت کرده‌اند. اما آنچه مسلم است، از دوره‌ی قاجار به بعد، فال حافظ به یک سنت تثبیت‌شده در زندگی روزمره و آیین‌های ملی (نوروز، شب یلدا) و مذهبی تبدیل شد .

۱۳-۲. آداب فال گرفتن

آداب فال گرفتن با حافظ، در میان مردم ایران دارای تشریفاتی خاص و زیباست:

  1. نیت کردن: شخص ابتدا در دل خود نیت می‌کند و مسئله یا مشکلی را که برای آن فال می‌گیرد، مشخص می‌سازد.

  2. قرائت فاتحه: معمولاً برای شادی روح حافظ، فاتحه‌ای قرائت می‌کنند و او را به «شاخه‌نباتش» یا «مرشدش» قسم می‌دهند تا راست بگوید .

  3. قسم دادن به حافظ: برخی این عبارت را می‌خوانند: «ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی. به خداوند بخشنده و مهربان، به شاخه‌نباتت، به مرشد و استادت، ما را از لطف خود بی‌نصیب مگردان…»

  4. گشودن کتاب: کتاب را با دست چپ گرفته و با دست راست باز می‌کنند. سپس صفحه‌ی سمت راست را انتخاب کرده و از بالای صفحه (از ابتدای غزل) شروع به خواندن می‌کنند.

  5. تفسیر: پس از خواندن غزل (یا چند بیت اول)، شخص با توجه به نیت خود و با کمک ذوق و دانش ادبی، سعی در تفسیر آن می‌کند و پاسخ خود را از لابلای ابیات می‌یابد .

این سنت، نشان‌دهنده‌ی جایگاه بی‌نظیر حافظ در باور عمومی ایرانیان است؛ جایی که او را نه فقط یک شاعر، که یک «راهنما» و «پیر طریقت» می‌دانند.

بخش چهاردهم: حافظ و هنرهای تجسمی

زندگی نامه حافظ

۱۴-۱. حافظ در خوشنویسی

دیوان حافظ از دیرباز، مهم‌ترین متن برای خوشنویسان ایرانی بوده است. از دوره‌ی تیموری تا امروز، هزاران نسخه‌ی نفیس از دیوان حافظ به خط خوشنویسان بزرگ (مانند میرعلی هروی، علیرضا عباسی، میرعماد و در دوره‌ی معاصر، استاد امیرخانی) کتابت شده است. غزلیات حافظ، به دلیل ایهام و زیبایی‌های ادبی، همواره ماده‌ی اصلی برای قطعه‌نویسی و چلیپانویسی بوده است.

۱۴-۲. حافظ در نقاشی و مینیاتور

چهره‌ی حافظ، مجلس وعظ او، یا صحنه‌های تغزل او با ساقی و مطرب، همواره مورد توجه نگارگران ایرانی بوده است. در بسیاری از نسخ خطی مصور، تصاویری از حافظ در کنار مغان و در میکده نقش بسته است. در دوره‌ی معاصر، هنرمندانی چون محمود فرشچیان با نگاه خاص خود، تابلوهایی ماندگار با الهام از اشعار حافظ (مانند «پیر مغان» و «عصر عاشورا») خلق کرده‌اند که در آن‌ها مفاهیم حافظ به زبان تصویر درآمده است.

۱۴-۳. حافظ در موسیقی ایرانی

اشعار حافظ، مهم‌ترین منبع برای تصنیف‌سرایان و خوانندگان موسیقی سنتی ایران است. از مولوی و عبدالقادر مراغی در دوره‌های قدیم تا محمدرضا شجریان، محمودی خوانساری، غلامحسین بنان، علی‌اصغر شاهزیدی و شهرام ناظری در دوران معاصر، همگی بخش مهمی از رپرتوار خود را به اشعار حافظ اختصاص داده‌اند. دستگاه‌های همایون، شور، سه‌گاه و اصفهان، بیش از دیگر دستگاه‌ها با غزلیات حافظ عجین شده‌اند. آواز «در این سرای بی‌کسی» با صدای شجریان، یا «مژده‌ای دل» با صدای بنان، نمونه‌هایی از این پیوند جاودان است.

بخش پانزدهم: حافظ‌پژوهی و حافظ‌شناسان بزرگ

در طول تاریخ، بزرگان بسیاری به شرح و تفسیر دیوان حافظ پرداخته‌اند. از میان آن‌ها می‌توان به این افراد اشاره کرد:

  • سودی بسنوی (قرن دهم): شارح بوسنیایی که شرح ترکی‌ای بر دیوان حافظ نوشت و یکی از مهم‌ترین منابع برای حافظ‌پژوهان است.

  • محمد گلندام (معاصر حافظ): نخستین گردآورنده‌ی دیوان.

  • علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی: مصححان مشهور دیوان حافظ که در سال ۱۳۲۰ خورشیدی، تصحیح انتقادی معروفی از دیوان را منتشر کردند.

  • پرویز ناتل خانلری: با تصحیح خود، نسخه‌ی معتبر دیگری از دیوان را ارائه داد.

  • بهاءالدین خرمشاهی: بزرگترین حافظ‌شناس معاصر که کتاب «حافظ‌نامه» او (شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار دیوان) دایرةالمعارفی کامل از حافظ‌شناسی است. او همچنین مذهب حافظ را از نظر فقهی شافعی و از نظر کلامی اشعری می‌داند، اما بر نگاه فرامذهبی و انسان‌محور حافظ تأکید می‌کند .

بخش شانزدهم: گلچینی از زیباترین اشعار حافظ

زندگی نامه حافظ

بدون شک، بهترین راه برای درک عظمت حافظ، خواندن اشعار اوست. در پایان این مقاله، به رسم ادب و به یاد آن پیر پندآموز، چند غزل ناب را مرور می‌کنیم. (در این بخش می‌توانید گلچینی از اشعار انتخابی خود را بگنجانید).

غزل مشهور «اگر آن ترک شیرازی»

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکنآباد و گلگشت مصلی را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین‌کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

اگر دشنام فرمایی وگر نفرین دعا گویم
جواب تلک می‌زیبد لب لعل شکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

غزل «یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخور»

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور

ای دل غمدیده، حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان، غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی، ای مرغ خوشخوان، غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائماً یکسان نباشد حال دوران، غم مخور

هان مشو نومید، چون واقف نهای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی‌های پنهان، غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتی‌بان، ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان، غم مخور

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان، غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب
جمله می‌داند خدای حال گردان، غم مخور

حافظا، در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن، غم مخور

نتیجه‌گیری: حافظ، آیینه‌دار هویت ایرانی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، نه فقط یک شاعر که یک «نهاد فرهنگی» است. او نقطه‌ی تلاقی عشق و عرفان، سیاست و اعتراض، شادی و اندوه، ظاهر و باطن است. او در روزگاری که ریاکاری و ظاهرسازی بر جامعه حاکم بود، با صلابت از «رندی» و «صداقت» دفاع کرد و نشان داد که می‌توان در عین دینداری، از تعصب به دور بود و در عین عاشقی، عاقل ماند.

اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالی‌ست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایت‌های صنفی، اطلاع‌رسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفه‌ای بهره‌مند شوید.

📌 برای ثبت‌نام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر بپیوندید.

برچسب ها :
نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر